السيد الطباطبائي
43
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى )
مشكلاول سقوط ولايت و حكومت اسلامى جريان حوادث ، آنچه را شيعه حدس زده بود تدريجاً تأييد نمود ؛ از يك طرف به فاصلهء بسيار كمى ، خليفهء اول روى منبر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله عموم مسلمين را مخاطب ساخته ، سيره و روش حكومت خود را اعلام نمود و گفت : رسول اكرم صلى الله عليه و آله در روش خود از جانب خدا مؤيد و با وحى آسمانى مستظهر بود ، ولى ما كه دستمان از وحى كوتاه است ، با اجتهاد خود در ادارهء امور مسلمين سير خواهيم كرد ؛ ممكن است به يارى خدا رأى ما مصيب باشد و ممكن است خطا كنيم 18 . اين معنا به خليفه اجازه مىداد كه در مواردى كه صلاح ديد ، از اجراى پارهاى از احكام براى مصلحت وقت صرفنظر نمايد ؛ و در نزديكترين مدت نيز مصداق پيدا كرد ؛ مثلًا در مورد فشارى كه به خاندان نبوت وارد ساختند 19 و همچنين در مورد فجيعهاى كه خالدبن وليد در قضيهء « مالكبن نويره » و زنش مرتكب شده بود ، خليفه هيچگونه تعقيبى را صلاح نديد ! 20 و هنگام وفات ، خليفهء دوم را با وصيت ، براى خلافت تعيين كرد 21 ، و خليفهء دوم نيز در زمان خلافت خود ، تقريباً با همان روش رفتار كرده و به حسب اجتهاد و صوابديد خود ، از پارهاى از احكام سرباز زده و آنها را الغا كرد . 22